سخن , نکته , جا , مکان , التیماتم , فیلم , همسر
حالا باید از اسفند و فروردین باهم بنویسم . از اسفند بگویم با آن شلوغی سرسام آور خیابانها و هر شب بیرون رفتنم , هر شب مجبور به بیرون رفتنهام و یا نه از اکبر بنویسم که روزهای آخر سال گذشته به خانه ام آمد تا گرد و غبار بگیرد از دیوار و بجای این کارها آفتابه اش را گرفت به کل سیستم زندگیم . خب از من توقع نمی رود که از حال خوب روزهای عید بنویسم یا از خاطره انگیز شدن چشن عروسیم چون من این چیزها را خیلی سخت می توانم بنویسم ... نمی دانم شاید وقت خوبی برای آپ کردن وبلاگم نیست وقتی که الان زمان آن است که سانس شبانه تماشای فیلم در خانه برگزار شود و همسرم دارد التیماتمهای نهایی را می دهد !
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ ساعت 3:30 توسط لیلی
|