بعد از پنج سال سیگار را گذاشتم کنار . الان دو ماه است که دیگر دهانم بوی سیگار نمیدهد . دستانم و لباسهایم هم همینطور . به شکل بسیار عجیبی احساس قدرت می کنم . احساس می کنم کاری نیست که از پسش برنیایم . خودم را تا مغز استخوان باور کرده ام . خودم به خودم میگویم "اراده ات توی حلقم" . 

از سیگار بیزار بودم و می کشیدمش . از این که گاهی اوقات مجبورم میکرد تا دکه سرکوچه بروم و خریداریش کنم حالم بهم میخورد . از این که بعد از هر کاری و یا اصلن بی مقدمه مثل خوره می افتاد در من حالم را بهم میزد . اصلن هر چیزی که مجبورم کند و اختیار مرا در دست بگیرد حالم را بهم میزند . 

الان دارم از احساس قدرت لذت می برم . من در دنیای بدون وابستگی یکی از دلبرانه ترین انسانهای روی زمینم .